بررسى تفسيرهاى تك نگارى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى (بخش سوم)

پدیدآورسید محمد حسین موسوی مبلغ

نشریهپژوهشهای قرآنی

تاریخ انتشار1388/01/26

منبع مقاله

کلمات کلیدیاستعدادهای زنان

share 392 بازدید
بررسى تفسيرهاى تك نگارى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى (بخش سوم)

سيد محمد حسين موسوى مبلّغ
20. تفسيرالفاتحة ومشكلات القرآن

297/1724
عربى
كتابى است از شيخ محمّد عبده كه به قلم سيّد رشيد رضا, سردبير مجله المنار, نوشته شده است.
كتاب يادشده, درسال 1323 هـ.ق. در مصر(مطبعة المنار) دريك جلد, با قطع رقعى و در 104 صفحه به چاپ رسيده است.
دركتاب يادشده به جز تفسير سوره مباركه فاتحه, كه محور اصلى بحث است, مقدمه اى باعنوان: مقدمه التفسير وپنج مقاله ديگر در تفسيرآيات قرآن , نيز مندرج است كه هريك به تنهايى مورد بحث قرار مى گيرد.
مقدمة التفسير: درمقاله يادشده, اهميت تفسير, وجوه هشتگانه براى تفسير(مذاهب تفسيرى)مراتب تفسير ومقدمات عالى ترين مرتبه تفسيرى, مورد بحث قرار گرفته است.
تفسيرالفاتحة: اين تفسير,اقتباس شده از درسهاى محمّد عبده است كه به قلم سيّدرشيد رضا نوشته شده واز صفحه 17 تا 52 كتاب را دربردارد.
عبده, پيش از پرداختن به تفسير تك تك آيات, از وجه نامگذارى فاتحه, مكان نزول و تعداد نزول ونيز از علل نزول آن سوره بحث كرده, سپس به شرح و تفسير آيات پرداخته, مباحث لغوى وادبى(نحوى و صرفى)را به طور دقيق پرداخته واقوال مفسران بزرگ, بويژه زمخشرى را يادآورى وگاهى نقد كرده است وخود ديدگاههاى جديدى ابراز كرده است.
وى معتقد است كه سوره مباركه فاتحه, اجمال و خلاصه تمام اصول درج شده در قرآن كريم است.
مقاله اوّل: فى افعال العباد و نسبتها تارة اليهم وتارة الى اللّه تعالى:
اين مقاله در شرح و تفسير دوآيه شريفه قرآن نوشته شده است واز چگونگى جمع آن دو سؤال شده و مطالب فلسفى وكلامى نيز در پاسخ پرسش يادشده, مطرح شده است.
مقاله دوّم: مسأله الغرانيق و تفسيرالآيات:
نويسنده دراين مقاله به غرض ورزى يهود ونصارا نسبت به دين مقدّس اسلام و جعل روايات دروغين و درآميختگى آن با روايات اسلامى, از سوى بعضى از محدثان ناآگاه وگاه بى دين وهوا پرست ونيز وجود روايات جعلى فراوان, مبنى بر داستان غرانيق, تصريح مى كند وبه همگامى شيطان با پيامبر, در افكندن مطالب شرك آميز به زبان آن حضرت و تلفّظ حضرت به آن مطالب از چند طريق اشاره مى كند وآن گاه به ردّ اين روايات اسرائيلى مى پردازد واز دليلهاى عمده وى اجماع مسلمانان برعصمت پيامبر در تبليغ است و سپس مدّعى تفسير غلط قرآن از سوى بعضى ازمفسران ناآگاه شده وبه تفسير آيات مورد بحث پرداخته و به اقوال مفسرين بزرگ, نيز اشاره مى كند وبه اثبات يا ردّ آن مى پردازد. رواياتى در تفسير آيه از صحاح سته و مسند احمد نقل و تفسير مى كند. اين مقاله تا صفحه 79 كتاب را دربرگرفته است.
مقاله سوّم: مسألة زيد و زينب وابطال التبنى [فى الاسلام] وتفسير الآيات فى ذلك.
مفسر دراين مقاله, اشكالهاى وارده از سوى دشمنان اسلام را مبنى بر طلاق زينب به دليل عشق پيامبر مطرح مى كند سپس به پاسخ منطقى و مستدل ازاين اوهام وخرافات مى پردازد وآن گاه سبب نزول آيه شريفه:
(وماكان لمؤمن ولامؤمنة اذا قضى اللّه و رسوله… ) احزاب / 36
وآيه :
(واذ تقول للذى أنعم اللّه عليه وانعمت عليه امسك… ) احزاب / 37
را ذكر كرده وبه تفصيل, به تفسير اين دوآيه شريفه مى پردازد ودراين راستا علّت خواستگارى پيامبر از زينب براى زيد, انگيزه طلاق زينب از زيد, انگيزه ازدواج پيامبر با زينب و بطلان(تبنى) (فرزند خواندگى)هريك در حدّ لازم بيان مى شود.
وى در بررسى اين مطالب از روايات وارده درموضوع يادشده وكتابهاى تفسير استفاده كرده است. روايات ضعيف و بى اساس را بعد از نقد وموشكافيهاى دقيق علمى ردّ كرده واز روايات صحيحه ومعتبر در تبيين آيات يادشده و داستان سه جانبه: پيامبر, زينب وزيد بهره برده است. تفاسير را نيز در اين راستا ورق زده وبه نقل مطالبى ازآنها پرداخته است.
مقاله چهارم: در رابطه با قصه زينب و زيد:
اين مقاله كه توضيح بيشترى در باره قصه زينب و زيد دارد, اثرى است از سيدرشيد رضا. مقاله يادشده,در پاسخ عالم يهودى در باره انگيزه ازدواج پيامبر با زينب (كه گويا از توضيحات عبده به نتيجه نرسيده بود) نوشته شده است. دراين مقاله, انگيزه اين ازدواج, باطل كردن فرزندخواندگى در اسلام دانسته شده وسه دليل براين مدعا ذكر شده است.
مقاله پنجم: فى زعمهم انّ النّبى سحر (تفسير سوره فلق)ازمحمّد عبده
دراين مقاله, نخست روايتى را كه مى گويد:
(لبيد بن اعصم يهودى, پيامبر را سحركرد وتأثير آن به حدّى بود كه پيامبر كارى را كه انجام نداده بود, گمان مى كرد انجام داده است) نقل كرده آن گاه به نقد آن پرداخته است.
وى نخست سوره مباركه(فلق) را تفسير كرده وآن گاه از درستى تأثير سحر از ديدگاه قرآن كريم سخن گفته است و سپس به ياوه بودن داستان سحرشدن پيامبر پرداخته و دليلهاى استوارى بر باطل بودن اين قول ذكر كرده است.

21. تفسير فاتحةالكتاب

18/297
فارسى
اثرى است عرفانى در تفسير سوره مباركه (حمد) كه به زبان فارسى نگارش يافته است. اسم مفسر وزمان نگارش آن معلوم نيست, ولى ازآن جا كه درآخر كتاب ازملامحسن فيض نام برده, مى توان فهميد كه اين اثر پرارزش پس از دوره ملامحسن فيض كاشانى, نوشته شده است.
ونيز مطالعه متن كتاب گواه است كه مفسر از علماى اماميه اثناعشريه بوده است.
اين كتاب براى دوّمين بار با تصحيح, تعليق ومقدمه سيد جلال الدين آشتيانى در سال 1360 هـ. ش. توسط: انتشارات انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران دريك جلد با قطع وزيرى در 194 صفحه به چاپ رسيده است.
مفسر, به اقوال مفسران احاطه داشته ودرعرفان وحكمت الهى, وارد بوده ودر انتخاب مطالب نيز با سليقه ودرفارسى نويسى مهارت كامل داشته است .
وى, درمقام تأليف اين تفسير, به ديگر كتابهاى تفسير و تأويل, مراجعه كرده . ولى از نقل قول ازتفسيرهايى كه به جنبه هاى ادبى قرآن نظر داشته اند, خوددارى كرده است. وى به افكار اهل تأويل, از محققان علماى اسلامى, توجه كامل داشته است و بحث قراءت را نيز به خوبى وبا تفصيل بررسى مى كند ونظرخويش را بيان مى دارد.
همچنين علاوه بر يادكرد تأويلهاى عرفانى آيات, مطالب كلامى و فلسفى, بويژه مذاهب جبر واختيار را به شرح, بررسى و نقد مى كند. ازباب نمونه به يك مورد از پرسش وپاسخ درمورد جبر واختيار اشاره مى كنيم:
(… اگر گويند: اشكال ديگر از راه علم لازم آيد, چه علم الهى شامل همه اشيا است كه ازآن جمله افعال عباد است. پس هرگاه او از ازل, ازكافر, كفر وازعاصى, عصيان دانسته باشد, ايشان خلاف آن نتوان كرد واين معنى جبر است.
چنانكه خيّام دراين رباعى گفته است:
من مى خورم و هر كه چـو من اهل بـود مى خوردن من به نزد او سهل بود
مى خوردن من, حق, زازل مى دانست گرمى نخورم علم خدا جهل بود)
آنگاه از اشكال به بيان زير جواب مى دهد:
(گويم: علم تابع معلوم است نه معلوم تابع علم, به اين معنى كه چون ذات كافر وعاصى به خودى , خود چنين است كه هرگاه موجود شوند, اختيار كفر وعصيان كنند وكفر وعصيان از قبيل اعلامند. اودر ازل, از ايشان كفر وعصيان دانست واگر ايمان مى آورند و طاعت مى كردند, طاعت و ايمان مى دانست. چنانچه خواجه نصيرطوسى درجواب خيام مى فرمايد:
گفتى كه گناه به نزد من سهل بود اين كى گويد كسى كه او اهل بود
علم ازلى علّت عصيـــان كردن نــزد عـقلا ز غــايت جـهل بـود)

22. تفسير فاتحة الكتاب

18/297
عربى
اثرى است از علامه شيخ عبدالحسين امينى نجفى كه در تفسير سوره مباركه فاتحة الكتاب, به زبان عربى تأليف شده است.
اين تفسير, در يك جلد, با قطع رقعى داراى 255 صفحه از سوى چاپخانه حيدرى تهران در تاريخ 1395 هـ.ق. به چاپ رسيده است.
مفسر, پس ازيك مقدمه كوتاه, تمام مطالب كتاب را در سه فصل نوشته است:
الفصل الاول:تفسير السّورة:
دراين فصل, مطالب زير را بررسى كرده است.
(أسماء سوره, جامعيت سوره براى علوم قرآنى, نواحى مشتركه بين فاتحه و قرآن, شفاء يا فاتحه و… )
فصل دوّم: تحليل السورة:
دراين فصل نكات زير بحث شده است:
جبر وتفويض,صفات ذات و صفات فعل, علم اختيارى تفصيلى, مشيت ازليه و محدثه, اراده تكوينيه و تشريعيه واراده حتمى واختيارى.
فصل سوّم: تكملة التعاريف
دراين فصل, مجموع احاديث و روايات وارد شده از پيامبر و ائمه معصومان(ع)را درمورد نامهاى قرآن, سوره ها, آيات, بعضى كلمات و روايات در تفسير را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد. وى در هريك ازفصلهاى سه گانه, مطالبى را به بحث مى گذارد و روايات شيعه و سنى را مورد بررسى قرار مى دهد و در دوفصل اوّل و دوّم, تمام سوره را به طور تمام و كمال, پيش از بحث يادآور مى شود.
مفسّر, در فرق بين صفات ذات و صفات فعل مى نويسد:
(يفرق بين الصّفات بأمرين: تارة بان كل صفة وجودية تقابل اخرى وجودية فهى من صفات الافعال لانّ الذاتية عين ذاته و ذاته مما لاضد له كالرضا والسخط والحب والبغض واللطف والقهر والتوفيق والخذلان والولاية والعداوة من الصّفات المتقابلة الواقعة فى الوجود بكلا الطرفين والصفات التى لاتقابلها وجودية اخرى وليس مقابلها الا النفى المحض والممتنع بالذات فهى ذاتية كالعلم والقدرة والعزّة والحكمة والحياة واخرى بان كل صفة تتعلّق بالقدرة وجوداً وعدماً فهى من صفات الافعال)

23. تفسيرفاتحة الكتاب, ازامام حسن عسكرى(ع)

18/297
فارسى
اين كتاب كه به زبان فارسى تأليف شده, پژوهش و ترجمه تفسير فاتحة الكتاب, از امام حسن عسكرى(ع)است كه توسط قدرت اللّه حسينى شاهمرادى انجام شده است.
كتاب يادشده, در سال 1363 هـ.ش. در تهران,شركت افست, در يك جلد وزيرى در 127 صفحه, به چاپ رسيده است.
مترجم درمعرفى اصل تفسير كه منسوب به امام حسن عسكرى(ع)است, چنين مى نويسد:
(تفسيرفاتحة الكتاب وبخشى از سوره بقره است كه امام املاء كرده و شيخ ابوجعفر محمدبن على بن بابويه قمى از طريق(روايى)خودش روايت كرده و چندين بار به چاپ رسيده است. چاپ اوّل در تهران 1268 هـ.ق. وچاپ دوّم در سال 1313 هـ.ق. و چاپ سوّم در حاشيه تفسير قمى در سال 1315 هـ.ق.)
دركتاب مورد بحث, نخست تمام سوره را ذكر مى كند وآن گاه به شرح وتفسير آيات مى پردازد. همه آيات, با روايات وارد شده از ائمه(ع)تفسير مى شود.
ييك مورد از متن كتاب, به عنوان نمونه ذكر مى شود:
درباره آيه (غيرالمغضوب عليهم و الضّالّين) آورده است:
(اميرالمؤمنين(ع)فرمود: خدا به بندگانش فرمود كه راه انعام بندگان را از او درخواست كنند و(گروه ممتاز انعام شده)همان پيامبران و صديقين وشهدا و شايسته گانند و(دستور فرمود كه)از راه غضب شدگان, دورى كنند وپناهندگى بخواهند و(گروه غضب شده)همان يهودند كه خدا درباره آنان فرمود:(قل هل أنبّؤكم بشر من ذلك… ) (مائده / 60)(ودستور فرمود)از طريق گمراهان(دورى كنند و)از او پناهندگى بخواهند وآنها كسانيند كه خداوند درباره آنها فرمود: (قل يا أهل الكتاب لاتغلوا فى دينكم…)( مائده/ 77)
لازم به يادآورى است كه بحث تفسيرى تا صفحه 56 كتاب را دربرگرفته و مترجم, از صفحه 57 تا آخر كتاب, به ذكر سند اين تفسير و بررسى آن پرداخته است.

24. تفسير سوره يوسف

178/297
فارسى
نام اين كتاب الستين الجامع للطائف البساتين است, اثر خواجه امام تاج الدين ابوبكر, احمد بن محمد بن زيد طوسى كه در تفسير سوره مباركه يوسف به زبان فارسى و روش صوفيانه نگارش يافته است. اين كتاب با مقدمه, تصحيح و پاورقى از سوى محمد روشن درسال 1345 هـ.ش. توسط انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب در يك جلد, وزيرى,در 721 صفحه, چاپ شده است.
احوال مؤلف: در رابطه با هويت مؤلف وتاريخ تأليف اين كتاب, اطلاع دقيقى در دست نيست, چنانكه مصحح اين كتاب مى نويسد:
(كوشش در راه شناختن تاج الدين ابوبكر احمد بن زيد الطوسى بدون سود مانده, از جست وجوى دركتابهاى رجال و طبقات مفسران نيزنامى ويادى از وى به دست نيامد)
ونيز مى گويد:
(در مطبوعات فارسى, نخستين بار كه از (جامع الستين) سخنى رفت, در ماهنامه (يغما), سال اوّل, شماره 4 , ص 163 ونيز شماره 5 سال , ص 7 الى ص 266 وشماه 6 , ص 264 بود كه درآن سه حكايت با نام(نسخه قديمى تفسير سوره يوسف موجود در كتابخانه عمومى رشت) ازاين تفسير نقل گرديد.امّا نسخه همچنان ناشناخته ماند.
دانشمند گرامى آقاى دكتر معين, نخستين كسى بودند كه به معرفى دقيق و علمى (نسخه خطى تفسير سوره يوسف(ع)مجموعه متعلق به كتابخانه ملى رشت) پرداختند و مشخصات و مختصان آن را به مقالتى در ماهنامه(يغما) برشمردند.)
گرچه از هويت مؤلف وتاريخ نگارش اين تفسير هيچ اطلاعى در دست نيست, امّا جملاتى در اوّل كتاب توسط خود مفسر به رشته تحرير درآمده كه تا حدّى روشنگر زواياى زندگى مفسّر است. از تقريرات يادشده, مطالب زير به دست مى آيد:
نويسنده, اهل طوس بوده ودر بلاد خراسان مى زيسته است وى اهل پند و موعظه بوده و به هر منطقه ايى كه رو مى آورده با استقبال عامه مردم روبه رو مى شده است. درعلم فقه وادب نيزمهارت داشته و تفسير مورد بحث را درآذربايجان نوشته است, هدف وى از تأليف سوره يوسف موعظه بوده است. درهريك از بلاد منطقه شاگردان فراوانى دور وى حلقه مى زده اند.
امّا ازآنچه گذشت در رابطه با تاريخ نگارش تفسير چيزى به دست نمى آيد و فقط آقاى دكتر معين درمعرفى نسخه خطى كتابخانه عمومى رشت ازاين تفسير,با برشمردن نكته هاى دستورى و ويژگيهاى كتابتى, اين تفسير را از نوشته هاى سده ششم هجرى دانسته است.
نثر روان و بى پيرايه كتاب و شيوه نگارش و ويژگيهايى كه درآن است چنين گمانى را تأييد مى كند. از سوى ديگر اشارت گونه هايى درمتن كتاب آمده است كه مى تواند گوياى زمان تقريبى نگارش آن باشد, همانند:
(اى عجب پيشينگان معجزات عيان مى ديدند مى نگرويدند ومؤمنان بعد از چهار صدسال و پانصد سال خبرى بشنيدند و بدان بگرويدند.)
اين اشارت نيز بيانگر نگارش اين كتاب در حدود اواخر قرن پنجم واوايل قرن ششم است.

سبك نگارش:

1. شيوه ترتيب مطالب: (جامع الستين) در شصت فصل تنظيم شده ونام كتاب نيزگوياى بخشهاى شصت گانه آن است. نگارنده در هرفصل, نخست يك آيه از سوره يوسف را ياد مى كند سپس به ذكرشأن نزول مى پردازد وآن گاه متشابهات آن را بيان مى كند و به شرح وتفسير آيه مى پردازد وپس از قصه يوسف, با آوردن لطيفه, مضمونهاى عارفانه ودلكش مى آفريند. در برخى موارد به آن بسنده نمى كند واشاره و نظيره اى نيز برآن مى افزايد. گاه گاه در بعضى موارد, بيتى چند مى آورد ودرپاره اى موارد با نقل حكايتى كلام را زينت مى بخشد و درپايان فصل اشعارى مى آورد كه گاه بى نهايت سست و سبك است.
2. چگونگى استفاده از ادبيات فارسى: كتاب به روش صوفيه نوشته شده و اصطلاحات اهل تصوف ونيز اهل عرفان درآن زياد به كار رفته است, درعين حال شيوه پرداخت آن ساده و روان و شيواست.
نثر كتاب ويژگيهايى دارد كه پاره اى ازآنها برشمرده مى شود:
الف. ازتكرار فعل ها پرهيز نكرده وگاه افعال را حتّى هشت بار تكرار مى كند.
ب. درآوردن مترادفات و رعايت سجع و موازنه گرايش فراوانى دارد.
ج. درتركيبات اضافى كسر اضافى را تقريباً در سراسر كتاب به شكل (يا) مى نويسد.
د. فعل امر را با كلمه(مى) به كار مى برد .
هـ. واژه هاى جمع تازى را دوباره جمع مى بندد,مانند: (احوالها), (عجايب ها)
و. گاه واژه ها را با تخفيف ذكر مى كند .
ز. گاهى مطلب را درقالب مثال بيان مى كند .
درهرصورت مى توان گفت اين كتاب از ذخائر بسيارگرانبهاى ادبيات پارسى است.

25. تفسير سوره يوسف

اين كتاب اثرى است از ميرزا محمد تقى اشراقى قمى كه در تفسير سوره مباركه يوسف,به زبان فارسى نگارش يافته وبا سعى واهتمام محمدرضا صالحى كرمانى توسط كتابفروشى سيد يحيى برقعى در قم, در يك جلد, با قطع رقعى در 212 صفحه به چاپ رسيده است. تاريخ نگارش آن 1367 هـ.ق. بوده است.
مفسر, نخست يك آيه از سوره مورد بحث را با ترجمه تحت اللفظى آن به زبان فارسى ياد مى كند, سپس به توضيح آيه ياد شده مى پردازد. وى در ربط دادن آيات به يكديگر, بيش ازهر بحث تفسيرى, تلاش مى ورزد.

26. مربى نمونه (تفسير سوره لقمان)

18/297
فارسى
كتابى است در تفسير سوره لقمان تأليف استاد محقق, جعفر سبحانى كه چاپ چهارم آن درسال 1361 شمسى از سوى انتشارات توحيد, قم, در 200 صفحه انجام يافته است.
نويسنده در پيش گفتار, درباره مفهوم تربيت, مسؤوليت والدين در برابر كودك, خطر تكامل يك بعدى و… بحث مى كند, از ويژگيهاى سوره(مكى يا مدنى بودن و…) ياد مى كند. و پژوهشى دارد درحروف مقطعه قرآن.
پس از اين پيش گفتار, به تفسير سوره مى پردازد به شرح زير:
نخست بحثى را عنوان مى كند وآن گاه چند آيه از سوره رامى آورد وترجمه كوتاهى ازآيات, به زبان فارسى ارائه مى دهد. سپس به شرح آيات ياد شده مى پردازد.

27. معارف اسلام

18/297
فارسى
اثرى است از آيت اللّه حسين مظاهرى كه در تفسير سوره مباركه(يس) به زبان فارسى نگارش يافته است.
اين كتاب, نخستين بار در زمستان 1367 هـ.ش. در چاپخانه اعتماد, توسط انتشارات شفق,قم در يك جلد, با 335 صفحه به چاپ رسيده است.
نويسنده, انگيزه نگارش اين تفسير را چنين بيان مى كند:
(آنچه مرا به انتخاب اين سوره واداشت, آن بود كه در سوره (يس) يك دوره معارف استدلالى بيان شده است وعلاوه برآن كه وجود صانع, نبوّت ومعاد به خوبى دراين سوره به اثبات رسيده, مسأله توحيد وامامت نيز به طور ضمنى درآن, مطرح وثابت گرديده است.)
مفسّر در بحثهاى تفسيرى, نخست اقوال لغويان را در توضيح كلمه, به شرح بررسى مى كند. سپس متشابهات آيه را مورد بحث قرار مى دهدو آن گاه به بحثهاى تفسيرى و ذكر اقوال مفسران مى پردازد و در پايان, اقوال بزرگان از جمله ملا صدرا را نقل و بررسى مى كند. مطالب فلسفى را در صورتى كه متناسب با بحث باشد, در پايان همه مطالب ديگر ياد مى كند ودرخاتمه, به اثبات ديدگاه خويش مى پردازد.

28. صوت الولاية, به انضمام تفسير سوره واقعه

08/297
فارسى
اثرى است از سيدمحمد على كاظمى بروجردى كه بخش نخست آن سلسله درسهاى اخلاقى نامبرده به زبان فارسى است و بخش دوّم آن تفسير سوره مباركه واقعه به زبان فارسى .
چاپ اول اين كتاب درآبان ماه 1363 هـ.ش. از سوى كتابفروشى مصطفوى در 325 صفحه انجام شده كه بخش مربوط به تفسير سوره واقعه 62 صفحه از كتاب را به خود اختصاص داده است.
همچنانكه بيان شد, كتاب يادشده, در در بردارنده دو بخش است. بخش اوّل: صوت الولاية, مجموع چند درس نگارنده است كه درآن بيشتر قصص و حكايات و پندهاى اخلاقى آمده و بخش دوّم آن تفسير سوره واقعه است كه به سبك زير نگارش يافته است:
مكى و مدنى بودن سوره, شمار آيات سوره, فضيلت قراءت سوره و تفسير سوره به روش زير:
جمله اى ازآيات با ترجمه تحت اللفظى آن به زبان فارسى, بحث قراءت, به گونه اجمال مباحث لغوى وادبى,اقوال مفسران, (بسياركم) ودر پايان, دعاى چگونگى ختم سوره واقعه از علامه مجلسى نقل شده است.

29. تفسير سوره واقعه

1724/297
عربى
اين كتاب, به قلم محمّدبن عثمان الاطروى المهاجر, به زبان عربى در سال 1267 قمرى نگارش يافته است. نخستين بار درسال 1310 هـ.ش. در تركيه, دريك جلد با قطع وزيرى و در 460 صفحه به چاپ رسيده است.
مفسر, پس ازذكر آيه, به نقل اقوال ديگر مفسران به شرح پرداخته و بدون نتيجه گيرى از اقوال ايشان به ذكر قصص وحكاياتى از دانستنيهاى پراكنده خود پرداخته است كه اين هم جز انباشتن معلومات پراكنده, به گونه كشكول وار بهره ديگرى عايد مخاطب نمى سازد.
چنانكه خود درمقدمه كتاب, مى نويسد:
(دردلم افتاد هرچه در تفسير سوره واقعه ازتفاسير واحاديث وحكايات گذشتگان نقل شده, بازيادتهاى روشن و توضيحات آشكار از كتب معتبر[درتفسير اين سوره]جمع كنم… )
وى در نقل اقوال از ديگر كتابها, گاهى از كتاب نام مى برد وگاه ازنويسنده, ولى بيشتر, ذكر آدرس وارائه تحليل در نوشته هاى او به چشم نمى خورد.

30. تفسير سوره واقعه

18/297
فارسى
اثرى است از سيّد محمدباقر حجّتى كه به زبان فارسى نگارش يافته است. اين كتاب در سال 1361 هـ.ش. توسط مركز انتشارات عملى وفرهنگى وابسته به وزارت فرهنگ وآموزش عالى در 155 صفحه به چاپ رسيده است.
مفسّر, نخست از مكى ومدنى بودن سوره و آن گاه از شمار آيات آن سخن مى گويد. پس از بيان فضيلت سوره, مطالبى را عنوان مى كند. در تفسير سوره به شرح زير بحث مى كند:
نخست چند آيه از سوره را ياد مى كند و سپس ترجمه واژه به واژه آن را مى آورد وآن گاه به بررسى لغوى كلمات مى پردازد وبعد به بحث تفسير تحت عنوان(تفسير) پرداخته و مطالب كوتاهى را كه بيشتر ديدگاههاى خود مفسر است, مطرح مى كند و در پايان, مطالبى را از ملاصدرا درتفسير آيات مورد بحث نقل كرده وبه نقد آن مى پردازد مؤلف ازكنار همه مباحث يادشده به طور اختصار, مى گذرد, فقط در عنوان اخير(تفسير ملاصدرا)بحث بيشترى دارد, يعنى نخست قول تفسيرى وى را نقل مى كند وآن گاه تلاش فراوان بر (ردّ) او به كار مى برد.
از جمله در تفسير آيه 4 سوره واقعه:(اذا رجّت الأرض رجّاً)پس از بررسى لغوى و شرح آيه آورده است:
(تفسير ملاصدرا درباره اين آيات:
(رجّ) به معناى تحرّك وايجاد جنبش وتزلزل شديد است ومعنى (اذا رجّت الأرض رجّاً) اين است كه زمين آنچنان سخت به لرزه درآيد كه هرچه روى آن قرار دارد… منهدم گردد. چنانكه از ديدگاه ارباب كشف ويقين… زمين چنين حالى را داراست, يعنى درنظرآنها زمين وآنچه روى آن قرار گرفته است, همواره درحال تحوّل و تغيير و دگرگونى وانهدام وزوال مى باشد وانتقال او ازحالى به حالى ديگر, لازمه وجود آن است وحتّى آسمانها نيز درحال تبدّل مى باشد… )
درمقام نقد سخن ملاصدرا مى نويسد:
(گويا ملاصدرا دربيان اين نكته, علاوه برالهام گيرى ازآيات و روايات از نحوه تفكر يكى از فلاسفه پيش از سقراط, يعنى (هراكليتوس) حدود(475- 535 ق.ق) نيز متأثر است, زيرا وى معتقد بود كه اصل و حقيقت عالم آتش است وآتش همواره درحال تبدّل و دگرگونى و تغيير مى باشد… )

31. تفسير سوره صف, يا آئين جبهه و جنگ

18/297
فارسى
اثرى است از محمد مهدى حائرى آرام در تفسير سوره مباركه (صف) كه به زبان فارسى نگارش يافته است.
اين كتاب درسال 1368 هـ.ش. در مشهد از سوى مؤلف در 418 صفحه به چاپ رسيده است. كتاب ياد شده در زمان جنگ ايران و عراق وبنا به اظهار نويسنده, بر اساس ايده هاى جهادى وى نوشته شده است.
وى نخست يك آيه از سوره مورد بحث را ذكر مى كند وبعد به توضيح آن مى پردازد. در توضيح, به نكات ادبى كم توجه مى كند. درمواردى كه سبب نزول, وى را درگرفتن نتيجه مطلوب ازآيه مورد بحث, كمك ويارى نكند, ازآن ياد مى كند. دربعضى موارد, فرازهايى ازتاريخ صدراسلام وجنگهاى زمان پيامبر را نقل مى كند. به اقوال مفسران توجه چندانى ندارد. در مواردى هم از گفته هاى ملاصدرا مى آورد. ولى در هيچ مورد, درصدد نقل اقوال ديگران بر نيامده وبلكه همه را به منظور تأكيد ايده مورد نظر خويش نقل مى كند. اشعار فارسى, داستانهاى عرفانى و حكايت حال عرفا را نيز بدون ذكر سند دربرخى موارد آورده است.

32. تفسير سورة العصر

179/297
عربى
اثرى است از شيخ محمد عبده دانشمند مصرى كه در تفسيرسوره مباركه(عصر) به زبان عربى نگارش يافته است. كتاب يادشده كه از مجله اسلامى(المنار) مصر نقل شده, به ضميمه يك مقاله ديگر از نويسنده با عنوان: دراسة فى التعليم والتّعلم, درمصر, مطبعة المنار, در80 صفحه با قطع جيبى به چاپ رسيده است.
مفسّر, نخست تمام سوره را ذكر مى كند, بعد مكى يا مدّنى بودن سوره را مورد بحث قرار مى دهد وآن گاه رواياتى از شافعى در فضيلت سوره مى آورد واشكالات وارده بر روايات را نيز بررسى مى كند. سپس به شرح و تفسير آيات پرداخته ومباحث لغوى و ادبى را به طور دقيق متعرض مى شود و به ذكر اقوال مفسران نيز مى پردازد. در پايان نتيجه مورد نظر خويش را كه از جمع بندى مطالب همه آيات به دست مى آيد, عرضه مى دارد.

33. تفسير سوره والعصر

179/297
فارسى
كتابى است ازحاج ميرزا محمد آقا تبريزى به زبان فارسى كه شيخ حسين توتونچى آن را تنظيم وترتيب كرده, از اين روى اين تفسير معروف به تفسير توتونچى است. كتاب ياد شده در 34 صفحه, به سال 1364 هـ.ق در چاپخانه رضايى به چاپ رسيده است.
در اين نوشته نخست از مكى بودن سوره و شماره كلمات آن, گزارش كوتاهى داده وآن گاه در طيّ پنج فصل به تفسير سوره پرداخته است. فصلهاى يادشده به ترتيب درباره پنج جمله اصلى سوره است.
وى در آغاز هرفصل, نخست هريك از جمله هاى پنجگانه را معنى مى كند و به شرح وتفصيل آن مى پردازد. به مباحث لغوى وادبى وذكر اقوال مفسران, هيچ گونه توجهى نكرده, بلكه در تفسير و توضيح جملات تنها به برداشتها و معلومات خود, متكى بوده است. درموارد اندك, رواياتى را بدون ذكر سند ومنبع آن آورده است.

34. تفسير قرآن

179/297
فارسى
اين كتاب خلاصه درسهاى استاد شهيد, آيت اللّه مطهرى در تفسير سوره هاى: جن, قيامت, نازعات, تكوير, انفطار, طارق, علق, قدر, بيّنه, زلزال, عاديات, قارعه وعصر است كه از نوار پياده و تنظيم شده است. تفسير هرسوره جداگانه وبه مناسبت خاصّى توسط ايشان ايراد شده است, ولى ناشر, تفاسير سوره هاى يادشده را, جمع آورى كرده وبه صورت كتاب موجود, تنظيم كرده است.
اين كتاب توسط انتشارات شريعت, تهران به سال 1361 در 312 صفحه به چاپ رسيده است.
آثار تفسيرى اين علامه بزرگوار, بيشتر سلسله درسهايى است كه معظم له درمحافل عامه مردم ايراد مى كرد, بنابراين با بيان بسيار ساده وعبارات قابل فهم براى همه است. در عين حال, همه مسائل مختلف مورد نياز جامعه خويش را كه از قرآن بايد پاسخ بگيرد مطرح ساخته مطالب عمده فلسفى واحكام فقهى وآراء مفسران برجسته را نقل و نقد وتحليل كرده است.

35. دروس من القرآن

179/297
عربى
اين كتاب نيز, خلاصه سلسله درسهاى استاد شهيد مطهرى, در تفسير سوره هاى: انشراح, قدر, زلزال, عاديات وعصر است كه در محافل عمومى, با شركت اقشار گروههاى گوناگون, به زبان فارسى ايراد گرديده وتوسط جعفر صادق الخليلى به زبان عربى ترجمه شده . ودر سال 1402 هـ.ق از سوى موسسه بعثت تهران در 76 صفحه به چاپ رسيده است.
با اين كه كتاب ياد شده بيانات و درسهاى ايشان درمحافل عمومى است, ولى در آن مطالب مهم علمى ونكات دقيق فلسفى و مسائل مورد نياز جامعه اسلامى با زبان ساده وبيان بسيار شيوا آورده شده است. مسائل گفتنى قرآن منطبق با نياز هاى روز جامعه, با تقريرات بسيارساده, در تفسيراين سوره ها گفته شده است. مباحث تفسيرى, آراء مفسران شيعه و سنى, مسائل فقهى وديدگاههاى فقهاء مذاهب معروف اسلامى دراين تفسير ياد و تحليل شده است. روايات صحيحه نيز در اين تفسير بررسى شده است.

36. تفسير فاتحة الكتاب

18/ 297
فارسى
خلاصه سلسله درسهاى آيت اللّه شهيد سيدعبدالحسين دستغيب است كه در تفسير سوره مباركه(فاتحه) به زبان فارسى ايراد گرديده است.
اين تفسير كه از نوار پياده شده, با مقدمه, تنظيم و تصحيح سيدمحمد هاشم دستغيب, در سال 1362 از سوى موسسه انتشارات كاوه, تهران در 264 صفحه چاپ ومنتشر شده است.

37. قلب قرآن

179/ 297
فارسى
سلسله درسهاى آيت اللّه شهيد سيدعبدالحسين دستغيب در تفسير سوره مباركه (يس) است كه به زبان فارسى ايراد كرده است.
اين كتاب در تيرماه 1361 هـ.ش. از سوى انتشارات صبا با مقدمه و تصحيح سيد محمدهاشم دستغيب, در 285 صفحه با قطع وزيرى چاپ شده است.

38. قيامت و قرآن

18/297
فارسى
كتاب ياد شده مجموعه درسهاى شهيد, آيت اللّه سيدعبدالحسين دستغيب است كه در تفسير سوره مباركه(طور) در سال 1375 هـ.ق. بزبان فارسى ايراد شده وآن گاه از نوار پياده شده و پس از تصحيح وتنظيم از سوى انتشارات كتابخانه مسجد جامع عتيق شيراز چاپ و منتشر شده است.

39. معراج

43/297
فارسى
اين كتاب بيانات آيت اللّه شهيد, سيّدعبدالحسين دستغيب در تفسير سوره (نجم) است كه به زبان فارسى ايراد گرديده و از سوى انتشارات كتابخانه مسجد جامع عتيق شيراز, از نوار پياده وتنظيم و تصحيح شده و به چاپ رسيده است.
چاپ چهارم اين كتاب در سال 1354 هـ.ش. از سوى مؤسسه مطبوعاتى دارالكتاب, قم در 329 صفحه منتشر شده است.
موضوع كتاب, اثبات معراج پيامبر ورد شبهات مخالفين, تزكيه نفس, سعى درعمل, افعال پروردگار, مراتب موت وحيات, تشريح تكون انسان و… است.

40. سراى ديگر يا تفسير سوره واقعه

18/297
فارسى
اين كتاب خلاصه درسهاى آيت اللّه شهيد, سيد عبدالحسين دستغيب در سال 1375 هـ.ق. در تفسير سوره مباركه واقعه است كه به زبان فارسى ايراد گرديده است و در تاريخ مرداد 1360 هـ.ش با مقدمه و تصحيح سيّد محمدهاشم دستغيب, از سوى انتشارات كتابخانه مسجد جامع عتيق شيراز, در 526 صفحه به چاپ رسيده است.

41. معارفى از قرآن

فارسى
اين كتاب نيز مجموعه درسهاى آيت اللّه شهيد دستغيب در تفسير سوره مباركه (حديد) است كه به صورت سخنرانى ايراد گرديده و سپس از روى نوار پياده و تصحيح شده و از سوى انتشارات فقيه, تهران, درتاريخ 1358 شمسى در 560 صفحه به چاپ رسيده است.

42. رازگويى و قرآن يا تفسير سوره مجادله

179/297
فارسى
اين كتاب خلاصه درسهاى آيت اللّه شهيد دستغيب در تفسير سوره مباركه (مجادله) است كه از نوار پياده شده و با تنظيم, تصحيح و مقدمه سيّدمحمد هاشم دستغيب, در سال 1362 شمسى از سوى انتشارات كتابخانه مسجد جامع عتيق شيراز در 213 صفحه چاپ ومنتشر شده است.
تفسير يادشده با بيان ساده وقابل فهم براى عامه مردم ايراد شده وداراى مطالب خواندنى فراوان است. موضوع اصلى اين تفسير, راز نگهدارى در برابر دشمن است,ولى مطالب فراوانى, درآن مورد بحث قرار گرفته است.
درهفت عنوان اخير يادشده. شهيد دستغيب پس از ذكر آيات به تفسيرهر آيه با بيانى ساده وقابل درك براى عموم پرداخته ودراين جهت از آيات قرآنى, روايات و قصص وحكايات به گونه فراوان استفاده كرده است. و در بسيارى از موارد به مطالب فرعى وحاشيه اى نيز پرداخته شده است.
در اين تفاسير بيشتر از شيوه مفسران پيروى نشده وبه جنبه هاى لغوى وادبى وبلاغى و قراءت و … توجه نشده و در نقل آراء و روايات نيز سند ومنبعى ارائه نشده است.

ج. بررسى تفاسير جزءهاى آستان قدس رضوى

با بررسى اجمالى كه داشته ايم تفسيرى كه درمورد جزء معينى از قرآن نوشته شده باشد, جز يك مورد ديده نشد واينك اين تفسير مورد بررسى قرار مى گيرد.

43. راهنمايى به سوى حقّ

فارسى
اثرى است از بانو:ف. مالك كه درتاريخ سال 1345 هـ.ش. در تفسير جزء آخرقرآن كريم(جزءعمّ)به زبان فارسى نگارش يافته است.
كتاب ياد شده درهمان سال, از سوى چاپخانه هنربخش, در 375 صفحه, به چاپ رسيده است.
مفسّر, نخست يك آيه از سوره مورد بحث را با ترجمه فارسى آن ياد مى كند, آن گاه به شرح و تفسير آن آيه مى پردازد. در بسيارى موارد, به شرح بسيار كوتاه واجمالى آيه, درحدّى كه روشن كننده معنى ومفهوم ظاهرى آيه باشد, اكتفا مى كند و درمواردى هم, تفصيل بيشترى را دنبال مى كند. آياتى كه دربردارنده كلمات بحث انگيز از قبيل: معاد, قيامت, زلزله, حشرحيوانات و… باشد مورد تفسير و توضيح بيشترى قرار مى گيرد. وى درمواردى كه بحث تفصيل دارد, اقوال مفسران گذشته, از شيعه و سنّى را نقل مى كند و نيز رواياتى از كتابهاى معتبر فريقين ذكر مى كند. در تمام اين موارد, يادكردهاى وى, فقط جنبه گزارشى دارد و درمورد اقوال مفسران و روايات, هيچ گونه نقد وتحليلى ندارد ونيز از ذكر منابع تفسيرى و روايات كاملاً خوددارى كرده و براى روايات هيچ گونه سندى را ياد نمى كند. وى در تمام موارد, از طرح مباحث لغوى وادبى و بلاغى, كاملاً خوددارى مى ورزد واسباب نزول آيات را, درموارد بسيار اندك از قول صحابه يادآورى مى كند.

مقالات مشابه

تنويع و تقسيم مباحث علوم قرآن

نام نشریهقرآن شناخت

نام نویسندهعلي‌اوسط باقري

پايان نامه ها و كتاب شناسي قرآن و امام جواد(ع)

نام نشریهبینات

نام نویسندهإدريس جعفر زاده

نقد کتاب «رویکردی نو به مطالعه قرآن»

نام نشریهمطالعات قرآنی

نام نویسندهسیدمصطفی احمدزاده

خاورشناسان قرائت پژوه و آثار آنان

نام نشریهقرائت پژوهی

نام نویسندهحسن رضا هفتادر